عسلعسل، تا این لحظه: 17 سال و 3 ماه و 5 روز سن داره

◕ ‿ ◕ ♥ فندق کوچــولوی خونمـــــون ♥ ◕ ‿ ◕

واکسن آنفولانزا

1392/8/4 20:08
223 بازدید
اشتراک گذاری

بالاخره امروز بعد اینکه عسلی رو گذاشتیم مهد طبق معمول رفتیم داروخانه.

 که دیدیم واکسن دارن و زود 4 تا واکسن آنفولانزا خریدیم .

 انقدر خوشحال بودم که حد و اندازه نداره

 بعد که بابا رفت دنبال عسل جونم از اونجا اومدنی هم بابا رفت برا عسل فرغون خرید .

 اینم عکس فرغون عسل جونم.

 

     

 

بابایی بازم دستتون درد نکنه

 

بعدشم رفتیم تا واکسن دخملمو بزنن.طفلکی از ترس یه لحظه گریش گرفت.

بعدشم که واکسنو زد به پاش طفلکی نمی تونست پاشو تکون بده.

اومدیم خونه و ناهار هم نخورد وخوابید.

 وقتی بیدار شد بخاطر واکسن تب کرده بود. تبش رو 39 بود.

زودی بهش دارو دادم و یدونه هم شیاف  یا به قول عسلی جیز کرم استفاده کردم که الان حالش خیلی خیلی خوبه و داره با فرغونش بازی میکنه.

 

    

 

    

 

 

منم زود براش یکم آش درست کردمشِـــکـْـلـَکْ هــآے خــآنــــــومـے و یکمم خونه رو مرتب کردم.

 الانم منتظر باباییم تا بیاد بریم بیرون.خونه عمو اشکان.

اینم عکسایی که عسلم بعد واکسن تب کرده بود و همش لب تر کن میزد که لباش خشک نشه.

 

      

 

       

 

   

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

مامان آترین
7 آبان 92 12:05
خدا روشکر که واکسن و گرفتید عسل جونم خیلی نازی اترین هم از این فرغون داره و خیلی هم دوسش داره
مامانه پارسا
7 آبان 92 20:48
جانـــــــــــــــــــــــــــم عزیزم..
مامانِ عسل
8 آبان 92 12:46
عزیز دلم چقدر کسالتش معلومه. خدا را شکر حالا که بهتره انشاالله دیگه تا آخر زمستون راحته.
مامان آیلا
16 آبان 92 9:47
خدا رو شکر که بالاخره پیدا شد پس ما هم بریم برای واکسن زدن