واکسن آنفولانزا
بالاخره امروز بعد اینکه عسلی رو گذاشتیم مهد طبق معمول رفتیم داروخانه.
که دیدیم واکسن دارن و زود 4 تا واکسن آنفولانزا خریدیم .
انقدر خوشحال بودم که حد و اندازه نداره
بعد که بابا رفت دنبال عسل جونم از اونجا اومدنی هم بابا رفت برا عسل فرغون خرید .
اینم عکس فرغون عسل جونم.

بابایی بازم دستتون درد نکنه![]()
بعدشم رفتیم تا واکسن دخملمو بزنن.طفلکی از ترس یه لحظه گریش گرفت.
بعدشم که واکسنو زد به پاش
طفلکی نمی تونست پاشو تکون بده.
اومدیم خونه و ناهار هم نخورد وخوابید.
وقتی بیدار شد بخاطر واکسن تب کرده بود. تبش رو 39 بود.
زودی بهش دارو دادم و یدونه هم شیاف یا به قول عسلی جیز کرم استفاده کردم که الان حالش خیلی خیلی خوبه و داره با فرغونش بازی میکنه.


منم زود براش یکم آش درست کردم
و یکمم خونه رو مرتب کردم
.
الانم منتظر باباییم تا بیاد بریم بیرون.خونه عمو اشکان.
اینم عکسایی که عسلم بعد واکسن تب کرده بود و همش لب تر کن میزد که لباش خشک نشه.





واکسن آنفولانزا
